محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

824

آثار عجم ( فارسى )

[ اردو بازار ] : بازار معروف به « اردو بازار » ابتدايش از درب بازار وكيل است تا برسد به بازار حاجى - كه ذكرش بيايد - در رستهء اين بازار ، اعوجاج و انحراف هست ؛ سقوفش از چوب مىباشد به طريق شيب بامى ؛ از هر حرفه‌اى در آن يافت مىشود . [ 501 f ] بازار مسگران : قرب چهل طاق از آجر و گچ است ؛ در آن ، جماعت مسگران‌اند و حاجى ميرزا محمّد على - [ كه ] در صنعت مذكور ، استاد و داراى هنر است - در اين بازار ، دكّه‌اى دارد . بازار مرغ ( سوق الطّير ) : نزديك بازار مسگران است ؛ در آن ، جماعتى زرگر و غيره مىباشد و چند نفر از اهل صنعت دارد ؛ از جمله : ميرزا محمود ، ابن مرحوم غلامحسين بيگ « 1 » ؛ از فنون زرگرى ، بكمالها باخبر است و در اين حرفه ، صاحب هنر ؛ گذشته از صنعت مذكوره ، از كمالات معنويّه نيز بهره‌ها دارد و به اهل فضل و ادب ، روزگارى مىگذراند . برادر كهتر وى ، آقا محمّد جعفر ، در دواتگرى ، از مردمان هنرى است ؛ و آقا حبيب اللّه نيز ايشان را برادر است و در صنعت مانند پدر . بازار كفّاشان : در آن ، جماعتى كفش‌دوزند ؛ و اين بازار ، قرب مدرسهء خان است . بازار حاجى : يك دهنهء آن ، متّصل است به اردو بازار مذكور ؛ دهنهء ديگرش ، قريب به بقعهء حضرت سيّد مير محمّد . در آن ، صنايع و حرف متفرّقه است . بازار آقا « 2 » : يازده طاق دارد و چهارسويى ؛ واقع ما بين صحن حضرت شاهچراغ و سيّد مير محمّد ( عليهما السّلام ) . بازار معروف به چهارراه : 24 طاق است و آن ، ما بين صحن حضرت شاهچراغ و مسجد نو مذكور است . در اين بازار ، اكثر خوراكى فروشند .

--> ( 1 ) . غلامحسين بيگ ، در صنعت قلمزنى ، كمال قدرت و تسلّط را داشت ؛ در ايران منحصر بود اين كمال به آن مرحوم ؛ در سنهء 1309 وفات نمود و فقير چند بيت در تاريخش سرودم . مادّه تاريخ اين است : نوشت خامهء « فرصت » به سال تاريخش * به ماه قربان در قرب حق رسيدى باز مرحوم مذكور را برادرى بود ، غلامرضا بيگ ؛ در صنعت مذكور و منبّت‌كارى ، الحقّ در ايران نظير نداشت ، خطّ شكسته را نيكو مىنگاشت ؛ در سنهء 1304 وفات نمود . ( 2 ) . بازار آقا ، محلّ بزّازان است ، ايضا .